سميران
علمی،پژوهشی،اطلاع رسانی (سميران زادگاه من و روستايي در 15كيلومتري شمال اسدآباد همدان است) 
قالب وبلاگ

 

وزارت آموزش وپرورش

سازمان آموزش وپرورش استان همدان

مدیریت آموزش وپرورش شهرستان اسدآباد

 

 عنوان تحقیق:

روشهاي نوآورانه درتقويت فرهنگ اقامه نماز

محقق:

احد وجدانی همت

 

استاد راهنما:

علی سیفی

 

 

 

 

 

 

سالتحصیلی:88-87

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چكيده تحقیق:

این تحقیق از 6 فصل كه برای آگاهی ازمطالب كل تحقیق تدوین ونگارش شده است. كه عبارتنداز:

فصل اول(پیشگفتار ومقدمات تحقیق):

درفصل اول‌كه آغازتحقیق پیشگفتارومقدمات تحقیق كه شامل انتخاب موضوع (روشهاي نوآورانه درتقويت فرهنگ اقامه نماز ) وهمچنین درقسمت های دیگراین فصل به موضوعاتی چون:اهمیت موضوع،اهداف تحقیق،سوالات پژوهشی كه زیربنای اولیه تحقیق وبیان مسئله وروش های استفاده ازمنابع رامی توان دراین فصل به آن پرداخت.

فصل دوم(جایگاه خانواده درتوسعه وترویج نماز):

درفصل دوم ابتدابه طورمختصرخانواده تعریف شده است كه تعلیم وتربیت گام به گام ازخانواده شروع می شود همچنین دراین فصل به عناوینی چون:نقش خانواده درتربیت كودك ،اهمیت تربیتی دردوره قبل ازدبستان ،كه همه درمقوله آموزش وپرورش اخلاقی ودینی كودك ازابتدای مكلف شدن جهت آماده شدن ادای فرایض نماز دراین‌فصل اشاره شده است.

فصل سوم(آموزش وپرورش ،توسعه وترویج نمازدرمدارس):

درابتدا فصل سوم به نقش مدرسه درگرایش به نمازوعوامل موثردربهبود گسترش نمازدرمدارس اشاره می كند.درصفحات به عناوینی چون :راه های فراگیرشدن نمازدرآموزش وپرورش ، وچگونگی ترغیب دانش آموزان به نماز،اصول آموزش نمازبه كودكان وغیره اشاره شده است.

فصل چهارم(نقش مساجددرجذب دانش آموزان به نماز):

درفصل چهارم به نقش مساجدومراكزدینی درجذب جوانان به ویژه دانش آموزان اشاره شده است. درصفحات بعدی این فصل به موضوعات همچون: بررسی آثارتربیتی نماز(فردی،اجتماعی) ،بررسی آثارآموزشی مساجد،وقسمت مهم این فصل اشاره به شیوه ها وعوامل جذب جوانان به مساجد ومراكزدینی وغیره دراین به طورمفصل آورده شده است.

فصل پنجم(جایگاه موثررسانه هادرترویج فرهنگ نماز):

درفصل پنجم نقش برنامه سازان ورسانه هادرترویج نمازاشاره شده است.دراین قسمت رسانه ها بیشتر روی مساجد وآموزش وپرورش می توانندكاركنند وباتبلیغات موثردرایجاد انگیزه وجذب جوانان به ویژه دانش آموزان مسمرثمر باشند.همچنین دراین فصل به نقاط قوت وضعف برنامه ها ی رسانه هااشاره شده است.

 

فصل ششم(نتیجه گیری ازسوالات پژوهشی):

درفصل ششم به نتیجه گیری ازسوالات پژوهشی كه درابتدای فصل اول دربخش مقدمات تحقیق مطرح شده بود.دراین فصل تاحدودی به سوالات طرح شده پاسخی درحدتوان داده شد.درپایان این فصل به منابع ومآخذ استفاده شده دراین تحقیق نیزاشاره شده است.

 

 

 

 

 

 

 

     

      فصل اول:

               پيشگفتار ومقدمات تحقيق:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پيشگفتار:

نماز در لغت به معناى پرستش, نياز, سجود, بندگى و اطاعت, خم شدن براى اظار بندگى و اطاعت و يكى از فرايض دين و عبادت مخصوصى است كه مسلمانان پنج بار در شبانه روز به جا مى آورند. نماز يعنى خدمت و بندگى, فرمان بردارى, سر فرود آوردن و تعظيم كردن به نشانه احترام. نماز, داروى نسيان و وسيله ذكر خداوند است. نماز, رابطه معنوى مخلوق با خالق است. نماز يعنى دل كندن از ماديات است. اگر به فرآيند رشد گياه بنگريم و فيلمي كه از مراحل تكوين رشد آن تهيه شده است را با سرعت زياد ملاحظه نماييم، يكي از زيباترين و شگفت انگيزترين رويدادهاي خلقت را در مقابل ديدگانمان خواهيم ديد. گياه تا زماني كه به صورت دانه يا هسته اوليه در دل خاك پنهان است، گويي هنوز سفر رشد را آغاز ننموده است ولي هنگامي كه بستر خاك و زمين را ترك گفت و جوانه ظريف و نورسته آن، از دل خاك سر برآورد و روي به آسمان لايتناهي كرد، رشد واقعي اش را آغاز مي كند و به آنجا مي رسد كه در پرتو اشعه حياتبخش خورشيد و قطرات زلال باران، از يك دانه آن، هفتصد دانه به اذن خداي تعالي، ثمر حاصل مي شود.[1] داستان رشد و تعالي آدمي نيز همين سان مي باشد، او تا زماني كه پايبند خويش است و دغدغه ماندن در خاك دارد، رشدش متوقف مي شود ولي همين كه سر از لاك فرديت بيرون آورد و به آسمان نگريست، رشد و ترقي پيدا مي كند. وي به ميزاني كه از خاك، فاصله مي گيرد، به افلاك نزديك مي شود و به اندازه اي كه از فرش(زمين) دور شود به عرش روي مي آورد. در مكتب«روانشناسي كمال» نظريه اين اعنوان«شخصيت از خود فرآرونده» مطرح است و "دوآن شولتس" در تبيين نظريه مذكور مي گويد:«شخصيت آدمي، زماني به كمال مي رسد كه از دايره تنگ و محدود"خود" رها و آزاد شود تا بتواند به مرزهاي بالندگي شخصيت دست يابد[2].» در تأييد اين سخن، رويكرد"اريك فروم"، روانكار و منتقد اجتماعي معاصر قابل تعمق است، وي معتقد است:«تراژدي عصر ما اين است كه آن چنان گرفتار"خود شيفتگي" هستيم كه مجالي پيدا نمي كنيم تا به چيزهايي كه فراتر از"من" و"ما" است بينديشيم. و نماز، اين زيباترين پيوند انسان زميني و معبود آسماني، بركه با بركتي است كه انسان را از"خود" فراتر مي برد و او را به رشدها و عظمت ها مي رساند.

مقدمات تحقيق:

انتخاب موضوع:

براساس بخشنامه ي ودستورالعمل برگزاريبیست ویكمین  دوره ي مسابقات قرآن ونهج البلاغه ويژه فرهنگيان ،يادواره سال اتحادملی  ، بنده درقسمت نمازشناسی باتوجه به جدول شماره 3 وانتخاب موضوع جایگاه عناصرموثردرتوسعه وترویج فرهنگ نمازدرمدارس  دراين مسابقه شركت نمودم .

اهمیت وضرورت موضوع:

اهداف كلي اين موضوع وطرح چنين پرسشهايي ايجادعلاقه وشورونشاط تحقيق ومطالعه وپژوهش مي باشد.

تحرك وجنبش رادرميان فرهنگيان ايجادمي كند.

یادواره سال شكوفايي ونوآوري اسلامی درخاطره هامی ماند

شايدباچنين طرح هايي فرهنگ پژوهش دربين ماايرانيان جايي بازكند. .

نشرفرهنگ نمازوجایگاه خانواده ،دوستان ،آموزش وپرورش ،مساجدورسانه تاحدودی مشخص شود.

هدف يا اهداف تحقيق ( پيشينه تحقيق):

درزمينه نمازپژوهی تحقیقات گسترده ای در آموزش وپرورش ورسانه های ملی وپژوهشكده هاصورت گرفته است كه احتیاج به زمان بالای 6ماه دارد.باتوجه به وقت كم این همایش بهترین تحقیق دراین زمنیه استفاده ازكتابخانه ،نشریات وسایتهای اینترنتی است بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه اگر چه احداث فضاي خوب و دوست داشتني نمازخانه و تبليغات متنوع براي نماز شايد بتواند تا حدودي ترغيب كننده ي كودكان به اقامه ‌ي نماز و تجلّي بخش روحيه ي معنويت در بين آنان باشد، اما باور كنيم كه در سطوح سني نوجوانان و جوانان، پيش از ساختن نماز خانه و بيش از توليد تبليغات و پوسترهاي رنگيني كه براي ترغيب آنان به نماز زينت بخش در و ديوار مدرسه مي شود،‌ اين اخلاق و رفتار مربيان تربيتي و دبيران ديني و اعضاي انجمن اسلامي به عنوان نمادهاي مذهبي مدرسه است كه گرايش دانش آموزان نسبت به نماز را تحت تأثير قرار مي دهد.    
سوالات پژوهشي:

سوال اول:علل كم توجّهى يا بى توجّهى برخى از جوانان به نماز درچه عواملي مي توان يافت؟

سوال دوم:کارکردهای خانواده در دعوت فرزندان به نماز رادرچه زمينه هايي مي توان موثردانست؟

سوال سوم: اصل هماهنگي خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانه‌ها و...) در آموزش مسائل ديني چگونه مي تواند به نوجوانان وجوانان درراه رسيدن به اين اهداف كمك نمايد؟

روش استفاده شده در پژوهش:

   در اين پژوهش با توجه به اين كه پژوهشگر در تلاش است موضوع را با استفاده از آيات قرآن وتفاسير قرآن واحاديث وروايات و منابع موجود پيرامون، عنوان پژوهشي خود را مورد بررسي قرار دهد ،در نتيجه از روش كتابخانه ي استفاده شده است.كه نگارنده در اين روش نكات ذيل را در نظر گرفته است :بعد از استفاده از منابعي كه در دسترس بوده است مشخصات آن را با دقت هر چه تمام تر ياداشت نموده است .آن چه از كتابها  يا منابع موجود به طور مستقيم يا غير مستقيم (خلاصه)  استخراج نموده به صورت زير نويس در همان صفحه ودر آخر پژوهش ،در صفحه اي جداگانه به نام منابع ومآخذ ،با ذكر مشخصات كامل كتاب يادداشت نمود .با توجه به اين مهم كه هر كار پژوهشي نياز به صبر وحوصله فراوان دارد .براي جمع آوري اطلاعات پيرامون مقاله ي پژوهشي از منابع موجود در كتابخانه شهيد رجائي اسدآباد ، ،كتابخانه ي شخصي خود وهمكارا ن واستاد راهنما  ي ارجمند و همچنين  از لوح هاي فشرده ،سایتهای اينترنتی ونشریات منتشرشده دروزارت آموزش وپرورش (پیوند،تربیت وغیره) استفاده شده است.

 

 

 

 

 

 



 

 

فصل دوم:

جایگاه خانواده درترويج نماز جوانان درتوسعه وترویج نماز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعليم و تربيت گام به گام در مهد خانواده:

1   پرورش دینی :

آموزش آداب و رفتار صحیح زندگی همان آموزش دین است , یعنی اگر طفل روش صحیح زندگی کردن را آموخته باشد , در حقیقت تربیت دینی پیدا کرده است . " پیامبر اسلام "( ص ) در مقام اندرز , برخی از والدینی که از زیر بار آموزش و پرورش دینی در آخر الزمان شانه خالی کنند فرموده اند : " ويل للاولاد و آخرالزمان من ابائهم لا يعلمونهم الفرائض "" وای بر فرزند آخر الزمان از دست پدر و مادرانشان که به آنها فرائض دینی را می آموزند.   " تعالیم و دستورات دینی کلاً شامل دو بخش می شود :1-  بخشی که شامل اعتقاد و ایمان در رابطه با آفریدگار است .  2- بخشی دیگر که شامل اعمال و رفتار آدمی و روابط با دیگران است و والدین مسئولند هر دوجنبه را به طفل بیاموزند. "

   آغاز تربيت دينی:

تربیت دینی , در حقیقت از روزگاران قبل از تولد و در مرحله انتخاب همسر شروع می شود و مراقبتهای دوران حمل آن را رنگ و صفا می بخشد و پس از تولد والدین مستقیما به جهت دادن و ساختن او می پردازند و از همان لحظات اول تولد قبل از بریدن ناف در گوش راست اذان و در گوش چپ اقامه خوانده میشود .درست است که نوزاد معانی کلمات و جمله ها را نمی فهمد لکن آنها را می شنود و اعصاب و مغزش از آنها متاثر میگردد , کودک تدریجا با آنچه دیده و یا شنیده است , مانوس و آشنا می گردد و همین آشنائی در آینده او موثر است . بعد ها به همراه رشد در سنین مختلف تکالیف گوناگونی به کودک داده می شود , مثلا از 3 سالگی آموزش جمله تهلیل است ( ذکر لا اله الا الله ) از 5/3 سالگی آموزش شهادت به رسالت محمد( ص ) , از 4 تا 5 سالگی تمرین صلوات , از 5 سالگی آموزش دست راست و چپ , از 6 سالگی آموزش قبله , سجده و رکوع از حدود 7 سالگی تمرین نماز و بیدار شدن برای سحری است .

کودک و عقائد  دينی :

" توجه به خدا و دین ریشه فطری دارد , هر کودکی طبعا خداپرست است مگر اینکه عوامل خارجی فطرتش را آلوده سازند و از صراط مستقیم منحرف سازند " پیامبر اسلام ( ص ) فرمودند : " هر نوزادی با فطرت خدائی به دنیا می آید و پرورش می یابد مگر اینکه پدر و مادر او را به سوی یهودیگری و یا مسیحی گری بکشانند . " پدر و مادر وظیفه دارند که محیط مناسب برای فرزند خویش بوجود آورند تا عقایدی که در فطرت او نهاده شده تدریجا ظهور و بروز نمایند و پرورش و تکامل یابند . کودک از همان خردسالی به یک نیروی مافوقی که می تواند نیازمندیهایش را برطرف سازد طبعا توجه دارد اما درک او به حدی نیست که بتواند توجهخویش را بیان کند , اما تدریجا به مرحله ظهور و بروز میرسد " تدریجا که کودک بزرگتر می شود و معمولا در حدود4 سالگی ( که اصطلاحا سن چراها نامیده می شود ) خصوصا اگر در خانواده دین دار زندگی کند به خدا توجه پیدا می کند و گاهگاه نام خدا را برزبان جاری سازد . از حرفها و سئوالاتش پیداست که فطرتش بیدار گشته و می خواهد در این باره اطلاعات بیشتری به دست آورد چه کسی خورشید و ماه و ستاره ها را آفریده است ؟ آیا خدا مرا دوست دارد ؟ خدا کجاست ؟ چه شکلی است ؟ آیا در آسمان است ؟

نحوه پاسخگويی والدين به سئوالات کودک :

اولیاء و مربیان باید به تمام سئوالات کودک پاسخ دهند والا روح تحقیق و کنجکاوی او خاموش خواهد شد . اما پاسخ دادن به سئوالات آنها کار آسانی نیست , پاسخها باید صحیح و کوتاه و قابل فهمبرای کودک باشد . و هرچه درک و فهم کودک ترقی می کند پاسخها نیز به همان نسبت عمیق تر می گردد . باید از گفتن مطالب سنگین و خسته کننده جدا اجتناب کرد که نه تنها سودی ندارد بلکه برای کودک ملال اور خواهد بود .

تربيت دينی کودک  گام به گام و بدون اجبار:

" این روایت نشان می دهد که باید رفق و مدارا و پرورش تدریجی را کاملا در مد نظر قرار داد و گام به گام در تربیت کودک کوشید نباید در هیچ مرحله ای مسائل را یکباره بر او تحمیل نمود و استعداد و ظرفیت او رابرای آموزش مسائل دینی مورد توجه قرار داد " " کودک را از همان دوران خرد سالی باید به آداب دینی آشنا کرد و در او شوق و رغبت لازم برای اجرای برنامه های دینی پدید آورد منتهای والدین باید سعی کنند در انجام برنامه های دینی رنج و زحمتی برای کودک نباشد و در نتیجه وازدگی ایجاد نشود واداشتن طفل به انجام برنامه های مستحبی یا احیاء در جلسات مذهبی موجبات وازدگی از مذهب را فراهم می کند .در تربیت مذهبی باید والدین مذهبی و عامل بوده و در پرورش دینی عمل و رفتار والدین نقش عمده دارد. " در خاتمه لازم به تذکر است که گرچه کودک قبل از سن شرعی بلوغ تکلیف ندارد لکن پدر و مادر حق ندارند بدین بهانه فرزندان خویش را قبل از بلوغ کاملا آزاد بگذارند تا هر عمل خلافی را مرتکب شوند زیرا طبعا به اعمال گناه و خلاف شرع عادت می کند به طوری که بعد از بلوغ نمی تواند از عادتهای زشت گذشته دست بردارد . بنابراین پدر و مادر باید حدود واجبات و محرمات را از همان زمان کودکی به فرزندانشان یادآور شوند و از انجام اعمال حرام و خلاف شرع جلوگیری کرده و در انجام واجبات و کارهای نیک تدریجا آنان را عادت دهند .

موانع اقامه نماز دربين نسل جوان درخانواده:

* آشنا نبودن جوان با فلسفه واسرار نمازدرخانواده:

انسان فطرتاً به دنبال مسئله اي است كه ارزش آن برايش مسلم شده باشد، يعني بايد ارزش آن را درك كرده باشد.
يكي از مسائل مهم ومانع اصلي دراقامه نماز دربين جوانان ناآگاهي اين نسل نسبت به فلسفه و اسرار اين عبادت عظيم است و به همين علت اكثرجوانان را از اين امرباز مي دارد.درقرآن و احاديث ائمه و دروس ديني توجه خاصي به اين امر شده است كه دراينجا براي روشن تر شدن مطلب به چند مورد آن اشاره مي شود.خداوند مي فرمايد:«نماز را بپادار، زيرا نماز است كه تو را از فحشا و منكرنهي مي كند.» (عنكبوت آيه 45) حضرت فاطمه (ع) فلسفه نماز را اين گونه بيان مي فرمايد:«نماز، براي پيراستن انسان ازكبر واجب شده است.» (نهج الحياه ص 102)پيامبراكرم (ص) دربياني مي فرمايد:«مرز ايمان وكفر،ترك نماز است.» (لعمال ج 7، ص 279) محمد بن سنان يكي از شيفتگان اهل بيت، خدمت امام رضا(ع) نامه اي نوشت و درآن فلسفه فرائض ديني را جويا شد و امام درپاسخ چنين فرمود:«نماز اقرار به خداوندي خدا و دل كندن ازغيرخداست؛ قيام درپيشگاه خدا با فروتني و وقاراست؛ اعتراف به خطاها وگناهان گذشته وطلب بخشش و گذشت ازخدا است؛سجده و تعظيم دربرابر عظمت خدا، با گذاشتن پيشاني بر زمين است؛ به ياد خدا و خالق بودن و اين كه نبايد انسان درمقابل نعمت هاي اوكبر ورزيده وكفران كند؛ با حالت فروتني و تذلل، طالب دين «با عمل صحيح» و دنياي حلال شدن؛ پرستش وذكر خدا درشبانه روز براي اينكه انسان، خالق خود را فراموش نكند؛ بازدارنده بودن نماز ازانواع گناهان و فسادها. (وسائل الشيعه ج 3 ص 4).دراين بحث آثار مادي نماز دربين جوانان مطرح مي شود، بعضي ازجوانان نماز را براي رفع حوائج خود از قبيل موفقيت دركنكور، انتخاب هاي زندگي، كار،گرفتاري هاي، روزمره و... مي دانند و تنها دراين مواقع دل با نماز دارند، و اين درجاي خود ارزش دارد، چرا كه اين امر را مي رساند كه آنها نيز مي دانند هيچ قدرتي بالاتر از ذات حق نيست كه بتواند زندگي انسان را دچار تغيير وتحول كند، و همين طور كه مي دانيم دانشمندان وعلما درمواقع. گرفتاري، به نماز پناه مي بردند، مانند ابوعلي سينا كه براي حل مشكل علمي خود نمازگذارد، يا علمايي همچون آيت الله مرعشي نجفي يا امام خميني (ره)كه درهمه مراحل زندگي به نماز پناه مي بردند. درزمان امام باقر(ع) شخصي به نام ابوعبيد حذاء شترش را گم كرده بود. بسيار ناراحت بود. امام (ع) به او فرمود:«دو ركعت نمازبگذار و با خدا بگو، خداوند تو كه گمشده را باز مي گرداني و از گمراهي كه هدايت مي آوري، گمشده ام را بياب» كمي كه حركت كردند گمشده اش را يافت.

* نارسائي هاي معنوي در خانواده:

خانواده مهمترين مركز تربيت ديني انسان به شمار مي آيد. مهد اوليه رشد و پرورش افكار مذهبي است. موانع خانواده براي اقامه نماز بر دو وجه است: اول، خانواده اي كه اصولا معنويت در آن موجود نيست، دوم، خانواده اي كه رفتار نادرست براي جلب جوان به نماز دارند و رفتار و اعمال آنها هيچ سنخيتي با نماز ندارد. در يك خانواده كه والدين تنها مشغول به رتق و فتق امور مالي، تغذيه، مسكن و تفريح هاي مختلف در حد افراط و رسيدگي به تجملات زندگي هستند، جوان در كجاي خانه به جست وجوي نماز بپردازد، با كدامين تلنگر روحش به سوي نماز پرواز كند؟  
در برخي خانواده ها هم معنويت به چشم مي خورد، اما به علت ناآگاهي والدين، و اعمال روش هاي ناصحيح براي جلب جوان به نماز، نتيجه عكس مشاهده مي شود. در اين خانواده ها جوان هيچ سنخيتي در امر نماز با رفتار والدين نمي يابد، مثلا والديني كه هم نماز را برگزار مي كنند و هم، همسايه آزاري، بددهاني، دروغ، غيبت، تهمت و... در آنها ديده مي شود، جوان را دچار سردرگمي مي كند، و اين مانع بزرگي در خانواده براي اقامه نماز است.دوست و الگوهاي نامناسب با معيارهاي اسلامي‌‌درباره اهميت دوست و مراتب تأثير او بر زندگي فرد همين بس كه پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «روش هركس بر طبق مذهب و آيين دوست و همنشين او خواهد بود.» (وسائل الشيعه جلد4) جواني كه با اشخاص فاسد و آلوده و كساني كه پايبند به امر نماز نيستند، ارتباط داشته باشد، به رنگ او درمي آيد و همانند او مي شود. دوست فاسد آن چنان جوان را تحت تأثير عقايد و افكار خود قرار مي دهد و عقايد خود را بر او تحميل مي كند كه جوان همانند مومي مي شود در دستان او كه هر لحظه به شكلي درمي آيد. جوان كم كم اراده اش را از دست مي دهد و ديگر اختياري برايش نمي ماند تا با آن تصميم بگيرد.پسر نوح با بدان بنشستخاندان نبوتش گم شدسگ اصحاب كهف روزي چندپي نيكان گرفت و مردم شد.آنچه كه همه به آن اتفاق نظر دارند اين مسئله است كه نسل جوان روحيه الگوپذيري و تقليد دارد. دراين باره و اهميت آن به حديثي از امام موسي بن جعفر(ع) از پدران خود به نقل از پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «آنكس كه در جواني چيزي به ذهن بسپارد همانند نقشي است كه بر سنگ كنده باشند مستقر و پابرجا خواهد ماند.» و چون فروع دين اسلام تقليدي است، تقليد در اسلام از اهميت زيادي برخوردار است. الگوهايي كه مناسبتي با معيارهاي اسلامي و حتي سنتي ندارند، باعث زايل شدن روح و از بين رفتن حسنات در جوان مي شود، اگر در نظر جوان، شخصيتي كه برايش جذابيت دارد و سعي دارد تمام اعمال و حتي حركات خود را با او مطابقت دهد، الگويي باشد كه تارك نماز است، يا نماز را نمي شناسد و اقامه نمي كند، پس جواني كه او را الگوي خود قرار داده، قايل به امر نماز نمي شود.

 

 

 

 

 

 

                فصل سوم:

           آموزش وپرورش وتوسعه وترویج نمازدرمدارس

 

 

 

 

 

 

 

 

نقش مدرسه در گرايش به نماز:

مدرسه خانه دوم دانش آموز و محل رشد و شكوفائي استعدادهاي بالقوه اوست مراكز آموزشي و تربيتي شكل دهنده ساختار روحي و فكري كودكان و نوجوانان مي باشند در آنجاست كه آموخته هاي مذهبي به اعتقادات دروني مي انجامد و رفتار ، گفتار ، شخصيت و فرهنگ دانش آموزان را متأثر ساخته و آموخته هاي آنها را رفتاري مي نمايد.نقش مدرسه در پرورش ديني و باروري روحيه اقامه نماز در دانش آموزان بر كسي پوشيده نيست هر چند كه متخصصان فن تعليم و تربيت اسلامي معتقدند كه الگوي خواندن نماز اولين بار در خانه آن هم از طريق والدين به فرزندان ارائه مي گردد. اما با ورود كودك به مدرسه و تقارن حساس ترين زمان رشد و شكل گيري باورهاي ديني او با زمان تحصيل ايجاب مي كند كه نسبت به آموزش نماز به كودكان و نوجوانان در مدرسه توجه خاصي صورت پذيرد. در مدرسه بايد آموزشي مبتني بر اصول علمي و متكي بر مباني اسلامي باشند و به وسيله مربيان آگاه و آشنا به با موضوع رشد نوجوانان اجرا گردد.مدرسه به عنوان مركز فراگيري مراسم ديني و مذهبي مي تواند به عنوان بزرگترين چاره انحرافات درون مدرسه اي براي كنترل و درمان نابسامانيهاي دانش آموزان باشد. تحقيقات نشان مي دهد مدارسي كه اقامه نماز را جدي گرفته اند اضطراب ها و ناهنجاريها ضد ارزشها و مشكلات اخلاقي كمتري را شاهد بوده اند.از عوامل مؤثر در بهبود و گسترش نماز در مدارس مي توان به موارد زير اشاره نمود:

1- برپايي نماز در مدارس همراه با معلمان و مربيان و مدير

2- اقامه نماز در پارك ها و يا برگزاري آن در ميدان هاي ورزشي، اردوها و مجامع عمومي

3- توجه به سرويس هاي بهداشتي، وضو خانه مدارس

4- برخورد با چهره گشاده و باز در هنگام نماز

5- تهيه وسايل گرماده در نمازخانه و مجهز نمودن آنها به وسايل لازم

دعوت از روحانيون فعال و آشنا به وضعيت دانش آموزان

6- توجه به شرايط سني و جنسيت در دانش آموزان

7- آسان گيري در نمازهاي مدرسه و برگزاري آنها در زماني كوتاه

استفاده از هنر نمايشي، سرود، صوت و لحن زيبا

8- استفاده از موذن خوش صدا در جهت جذب دانش آموزان

9-  اهداء جوائز به دانش آموزان به هر مناسبت (رتبه، مسابقات فرهنگي و ... ) در نمازخانه و پس از اقامه نماز

راه هاي فراگيرشدن نمازدرآموزش وپرورش:

براي درمان آسيب اجتماعي نمازگريزي، كارهاي مختلف و متنوع بايد انجام شود. يكي از مهم‌ترين و محوري‌ترين راه‌هاي درمان آسيب اجتماعي نمازگريزي اين است كه فرهنگ نماز بر جامعه حاكم شود. امّا اين‌كه چگونه فرهنگ نماز را در جامعه حاكم سازيم، تا ديگر پديده‌اي بنام نمازگريزي در جامعه نداشته باشيم، مستلزم تلاش هماهنگ كليه نهادهاي فرهنگي ،اجتماعي مانند صدا و سيما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات اسلامي و از همه مهم‌تر نهاد خانواده است كه هم در بُعد فردي و هم در بُعد اجتماعي به نهادينه شدن نماز مي‌توانند كمك نمايند. روش‌هاي درمان آسيب اجتماعي نمازگريزي، همان شيوه‌ها و روش‌هاي تعليم و تربيت اسلامي است كه مي‌تواند با دادن بينش و جهان‌بيني توحيدي، انسان آگاه، مؤمن، متعادل و پايبند به نماز تربيت نمايد. علاوه بر تعميق و گسترش شناخت و باروهاي ديني استفاده از شيوه‌هاي مناسب براي دعوت به نماز نيز در درمان آسيب اجتماعي نمازگريزي مفيد است. و حتي به تعبير دقيق‌تر امروزه بيش از آن‌كه نيازمند دانش باشيم، نيازمند روش و منش مناسب براي تربيت مذهبي و ترويج فرهنگ نماز در جامعه هستيم ـ طرّاحي روش‌هاي نو، شيوه‌هاي جذاب، ساده و قابل انطباق با روحيه كودك و نوجوان ضرورت فرهنگ‌سازي ديني و راه درمان آسيب اجتماعي نمازگريزي است.

 راه‌هاي درمان آسيب‌هاي اجتماعي نمازگريزي:

به كارگيري روش محبت: از نيكوترين و اساسي‌ترين روش‌هاي تربيت ديني جامعه و عامل اساسي پيشگري و درمان آسيب‌هاي اجتماعي نمازگريزي، بكارگيري روش محبّت است. با توجه به سرشت آدمي و تأثيرپذيري انسان از نرمي و دوستي و انزجار فطرت آدمي از تُندي و خشونت‌گرايي، نيكوترين راه و رسم تربيت مذهبي كودكان و نوجوانان و همچنان عامل مؤثر در درمان نمازگريزي آنان، بكارگيري روش محبت است. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ والاترين مربي بشر، مردمان را به محبت تربيت نموده و بيش از هر چيز از اين روش بهره بُرد. از علي ـ عليه السّلام ـ روايت شده كه گفت از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ درباره سُنّت آن حضرت پرسيدم، فرمود: و الحُبُّ اساسي‌. [3]يعني محبت بنياد و اساس (روش و سنت) من است. محبت هم در مورد كودكان و هم در مورد جوانان و نوجوانان مي‌تواند از بسياري رفتارهاي نامطلوب از جمله نمازگريزي جلوگيري نمايد لذا رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ درباره محبت به كودكان فرمود: كودكان خود را دوست بداريد و به آنان مهر ورزيد» 
2. استفاده از روش الگويي: به دليل نياز فطري آدمي به الگو و همانندسازي؛ در درمان نمازگريزي لازم است الگوهاي والا از نمازگزاران واقعي به افراد جامعه معرفي شوند تا جوانان و نوجوانان با بينش روشن به الگوگيري از آنها بپردازند. البتّه روش الگويي نه تنها در تربيت مذهبي و درمان نمازگريزي بلكه در تمامي رفتارهاي انسان، كاربُرد دارد، افرادي كه علاقه به نماز ندارند و يا نمازگريز هستند نيز بخاطر وجود نداشتن الگوهاي مناسب و عدم اهتمام والدين به اين موضوع، با افراد بي‌نماز و نمازگريز همانند سازي نموده و آنها را الگوي شخصيتي خويش قرار داده‌اند، بنابراين والدين و مربيان بايد از نخستين دوران كودكي،‌ هم خود به عنوان الگوي مناسب براي كودكان بوده و هم افراد ديگري را كه اهل نماز هستند به عنوان الگو معرفي نمايند، و بالطبع كودكان هرچه از الگوهاي مناسب‌تر و والاتري بهره‌مند شوند، كمتر دچار آسيب نمازگريزي مي‌شوند، از سوي ديگر افرادي را كه به عللي به آسيب نمازگريزي عادت كرده‌اند، مي‌توان با ارايه الگوهاي مناسب، درمان و اصطلاح كرد.[4]
3. روش تذكر: يكي ديگر از روش‌هاي درمان نمازگريزي در جامعه به كارگيري روش تذكر و يادآوري است. چه بسا افرادي كه علاقه به نماز ندارند بخاطر اين‌كه به اهميت و جايگاه نماز پي نبرده‌اند، اگر به اين افراد يادآوري شود كه نماز كليد بهشت است[5] و به منزله پرچم و آرم و نشانه اسلام است، ممكن است به نماز علاقمند شوند. همچنان اگر پيامدهاي منفي نمازگريزي هم در بُعد فردي و هم در بُعد اجتماعي و نيز پيامدهاي دنيوي و اخروي آن بيان گردد، ممكن است عده‌اي متنبّه شوند و همچنان بيان عاقبت افرادي كه اهل نماز نبوده‌اند، مي‌تواند در علاقمندي افراد به نماز مؤثر باشد[6].4. نقل يا نمايش قصه‌ها و خاطره‌هاي زيبا در ارتباط با اهميت و عظمت نماز: بدون شك بيان قصه‌هاي لطيف و خاطره‌هاي زيبا و فراموش نشدني درباره نماز و اهميت آن در زندگي و استفاده بهينه از هنر نمايش در به تصوير كشيدن نگرش و رفتار پيشوايان، رهبران و الگوهاي محبوب در ارتباط با نماز، مي‌تواند تأثيرات بسيار مؤثر در درمان نمازگريزي در بين همه مردم به خصوص جوانان و نوجوانان داشته باشد. در تهيه، توليد و پخش اينگونه برنامه‌ها صدا و سيما نقش اصلي را مي‌تواند ايفا نمايد و نكته‌اي كه در ارايه اينگونه برنامه‌ها بايد رعايت شود توجه به ويژگي‌هاي سنّي، ذهني و شرايط فرهنگي ـ اجتماعي مخاطبان است.   
5. احداث و زيباسازي مساجد و نمازخانه‌ها: مسجد و نمازخانه بايد احساسات و خاطره‌هاي زيبا و بياد ماندني را براي همه به ويژه كودكان و نوجوانان تداعي كند. لذا بايد تدابيري اتخاذ شود كه كودكان و نوجوانان، مسجد را محل آرامش بخش، زيبا و دوست داشتني بدانند تا با انگيزه و علاقه مندي بيشتر به آن روي آروند. 6. عامل ديگري كه مي‌تواند افراد جامعه را به نماز علاقمند كند و از آسيب نمازگريزي جلوگيري نمايد، ويژگي‌هاي شخصيتي و رفتاري امام جماعت مساجد و مدارس است. خلق و خوي نيكوي امام مسجد و مهارت اجتماعي او در برقراري ارتباط با نمازگذاران فوق‌العاده مؤثر است، اگر رفتار مناسب و حاكي از احترام مشاهده نمايند، به نماز علاقمند مي‌شوند.    

چگونه مي توانيم دانش آموزان را به اقامه نماز جذب نمائيم؟

اين سؤالي است كه در ذهن هر انسان دلسوز ومهرباني كه تهاجم فرهنگي و هجوم شياطين براي غارت و چپاول فكر و عقيده ي نسل نو را خوب درك مي كند،مشغله اي عظيم ايجاد كرده وپيوسته به دنبال چاره كارو در تكاپو است. ما در اين تحقيق اين موضوع را بررسي مي كنيم.

نمازخانه زيبا ومطلوب :

 فضاي داخلي مدرسه ونمازخانه زيبا ومطلوب در ايجاد شخصيت و نگرش هاي دانش آموزان تأثير مي گذارد و به طور غير مستقيم، آنان را به سوي فراگيري آموزش هاي ديني هدايت مي كند. نصب احاديث و آيات قرآني در تابلو اعلانات،ونمازخانه هاي مدارس، پخش اذان، نصب تابلوهاي خطاطي و نقاشي با محتوا و ماهيت ديني و برگزاري مسابقات فرهنگي با موضوع هاي ديني در سطح مدرسه، در تربيت ديني دانش آموزان بسيار مؤثر است.    
برگزاري نماز جماعت وحضورمديران ومعلمان درزنگ نماز: 

برگزاري نماز جماعت در مدرسه، از كارهاي بسيار مؤثر در گسترش فرهنگ مسجد و نماز جماعت است. برگزاري مناسب و منظم نماز جماعت، زمينه مناسبي را براي ورود دانش آموزان به مسجد فراهم مي كند.برگزاري كلاس هاي كمك درسي در مسجد، رفتن دسته جمعي دانش آموزان و معلمان از مدرسه به مسجد نزديك مدرسه، حضور معلم و مدير در مسجد محله اي كه مدرسه در آن قرار دارد، به عنوان الگويي براي دانش آموزان، تشويق و معرفي دانش آموزان مسجد و اولويت آنان در اردوهاي تفريحي و سياحتي، برگزاري كلاس قرآن در ماه مبارك رمضان در مسجد، تهيه جزوه و بروشور درباره مسجد و برگزاري مراسم دعا و نيايش در مدرسه يا مسجد محل، از ديگر كارهايي است كه آموزش و پرورش مي تواند در تقويت مسجد انجام دهد. بي توجهي آموزش و پرورش به جنبه هاي ديني دانش آموزان و برگزار نكردن نماز جماعت در مدرسه، سبب تضعيف مسجدها مي شود.مربیان و معلمان باید به جای امر و نهی از زبان دوستانه برای ترغیب جوانان به نماز استفاده كنند. متأسفانه در بسیاری از مدارس‌ها شركت دانش‌آموزان در نماز جماعت اجباری است. این مسأله باعث طولانی شدن صف نماز جماعت می‌ شود و از طرفی به دلیل حاكم بودن جبر، بچه‌ها را از نماز گریزان می‌كند. معلمان می‌توانند با رفتار و اخلاق خوب خود و شركت در نماز جماعت به طور غیرمستقیم دانش‌آموزان را به نماز خواندن ترغیب كنند.

اما م جماعت مطلوب :

حضورامام جماعت مطلوب كه به تمام فرائض ديني آگاهي كامل داشته باشد ودرخور فهم ودرك دانش آموزان باشد وبتواند نكات ديني خود را به سهولت به دانش آموزان بفهماند وبتواندداستانهاي قرآني را با لهن گويا به دانش آموزان ياد دهد. وبا آنها روابط صميمانه اي برقراركند مي تواند درجذب دانش آموزان به نمازبسيارمؤثرومفيد باشد وجوايزي را براي شوق دانش آموزان به نمازبا كمك مديران واولياي مدرسه تهيه كند. دكتر خادمی استاد دانشگاه در مورد نقش مساجد در ترویج فرهنگ نماز در جامعه اظهار داشت: در درجه اول امام جماعت باید خوش اخلاق، خوش برخورد و باحوصله باشد، و باید رابطه صمیمی و دوستانه را جایگزین رابطه امرانه و بزرگ‌منشانه كند.جوانان به دلیل نداشتن شناخت كافی و كامل از دین بداخلاقی امام جماعت را به پای دین می گذارند. به همین دلیل امام جماعت باید توجه خاصی را به جوانان مبذول دارد.

نقش آموزش وپرورش دراصول آموزش نماز به كودكان و نوجوانان:

روش‌ها و شيوه‌هاي آموزش نماز در كودكان و نوجوانان بر اصولي استوار است، كه به ذكر مهمترين آنها در اين نوشتار پرداخته شده است:         
1ـ اصل فطري بودن مسائل ديني:   
نياز به پرستش و نيايش، يكي از نيازهاي اساسي و عميق در عمق روان بشر است.در بررسي تاريخي، اين موضوع ثابت شده كه پرستش، جزئي از وجود و كشش فطري انسان است. گاهي كه ميل و روح پرستش از سوي انبيا در مسير صحيحي قرار گرفته، به خدا پرستي ختم شده است. و گاهي بر اثر جهل، انحراف و لجاجت، موجودات و اشياي گوناگون پرستش شده اند.    طبق نص صريح دين اسلام، براي ما مسلّم و متقن است كه ميل به پرستش، نيايش، كمال طلبي، حقيقت جويي و... در كودك امري فطري و دروني است. اين موضوع را شواهد تاريخي ـ همچون: پرستش بت، خورشيد و گاو و ساختن بهترين مكان‌ها براي معابد ـ و آيات و روايات تأييد مي‌كند.خداوند ـ تبارك و تعالي ـ در قرآن مجيد مي‌فرمايد: «فأقم و جهك للدين حنيفاً فطرةَ الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم ولكن اكثر الناس لايعلمون» (روم / 30) (پس روي خود را با گرايش تمام به حق، به سوي اين دين كن، با همان سرشتي كه خدا مردم را بر آن سرشته است. در آفرينش خدا تغييري نيست. اين است همان دين پايدار ولي بيشتر مردم نمي‌دانند). اگر ملاحظه مي‌شود كه گروهي از كودكان و نوجوانان نسبت به مسائل ديني رغبت و تمايلي از خود نشان نمي‌دهند، مربوط به عوامل محيطي است كه فطرت كودك را از مسير خودش تحريف كرده است.   
متأسفانه، بعضي از والدين به دليل حساسيت نداشتن و اهميت ندادن به مسائل ديني، و بعضي به دليل سخت گيري ها، آموزش‌هاي غلط و نا آشنايي با سيره و روش معصومان (عليهم السلام) و روش‌هاي تربيتي، به گونه‌اي با كودك رفتار مي‌كنند كه آنان نسبت به مسائل ديني بي تفاوت، كم رغبت و حتي متنفر مي‌شوند. با كمال تأسف، بايد گفت كه بعضي از والدين حساسيت و دقتي را كه درباره‌ي امور دنيوي ـ همچون: تغذيه، لباس، مسائل درسي، كلاس كنكور، معلم خصوصي و... ـ فرزندانشان از خود نشان مي‌دهند، نسبت به مسائل معنوي و ديني اظهار نمي‌كنند. براستي، اين گروه از والدين مصداق كلام نوراني رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ مي‌باشند كه فرمودند: واي بر فرزندان آخر الزمان از دست پدرانشان. گفته شد: يا رسول الله! منظور شما پدران مشركند؟فرمودند: خير، بلكه پدران مؤمني كه واجبات ديني را به فرزندان خود آموزش نمي‌دهند. و اگر آنان خود بخواهند احكام دين را فرا گيرند، ايشان جلوگيري مي‌كنند، (و حال آنكه) اگر كالايي به دست بياورند، از آنان راضي و خوشحال خواهند شد. 2ـ اصل اختياري بودن مسائل ديني     :
انسان به اقتضاي داشتن فطرت الهي، وجود چند بعدي و كرامت وجودي، موجودي مختار است كه كرامتش را با اختيار خود مي‌تواند كسب كند. در واقع از ديدگاه اسلام، انسان ميل‌ها و جاذبه‌هاي معنوي دارد، كه ديگر موجودات آن را ندارند. انسان قادر است كه در برابر ميل‌هاي دروني خود ايستادگي كند و فرمان آنها را اجرا نكند، يا به بعضي از آنها پاسخ گويد و بعضي ديگر را كنترل نمايد، يا از آنها در جهتي خاص استفاده كند.اين توانايي انسان، به حكم نيروي اراده است كه به فرمان عقل عمل مي‌كند. اين توانايي بزرگ، از مختصات انسان است. اساس اين توانايي، آن است كه انسان موجودي آزاد، انتخابگر و صاحب اختيار مي‌باشد (مطهري، راهنمايي و مشاوره از ديدگاه اسلام، 42). در دعوت كودكان و نوجوانان به دين، بايد به گونه‌اي عمل نماييم كه احساس آزادي كنند. با توجه به اين موضوع كه انسان فطرتاً خداجو است، لازم است كه با تذكر روش‌هاي صحيح، اين فطرت را در وجود آنان بيدار كنيم و به طرف پذيرش دين سوق دهيم. پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ نيز با نرمخويي و با زبان نرم، افراد را به دين اسلام دعوت مي‌كردند. به تجربه هم ثابت شده است كه با زور و اكراه، نمي‌توان كسي را به راه راست هدايت كرد. خداوند ـ تبارك و تعالي ـ مي‌فرمايد: «افانت تكره الناس حتي يكونوا مؤمنين»[7] (پس آيا تو مردم را به اجبار وا مي‌داري كه ايمان بياورند).  
اگر به مفاد آيه‌ي: «لا اكراه في الدين، قد تبيين الرشد من الغي...»[8] توجه نماييم، معلوم مي‌شود كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ وظيفه تبيين دارند. لذا پس از تببين، ديگر جاي اكراه و جاي انتخاب كردن به جاي مردم وجود ندارد. همچنين خداوند مي‌فرمايد: «فانما عليك البلاغ» [9](پس بر تو تبليغ است و بس). كار پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ بيان، توضيح، تشبيه، ابلاغ، انذار و بشارت است. كار پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ اجبار نيست، كه به جاي مردم بخواهد انتخاب كند و آنها را مجبور نمايد. بهتر است كه هيچگاه، كودكان يا نوجوانان را به دينداري مجبور نكنيم. همچنين، به خاطر اينكه آنان ديندار شوند، بهتر است به آنان پاداش خيلي زياد ندهيم. اگر بدون استفاده از اين دو حربه تهديد و تطميع بتوانيم آنان را به عقيده‌اي معتقد كنيم، آن اعتقاد دروني خواهد بود; يعني اعتقادي كه نه به خاطر جلب منفعت، و نه ترس از قدر داني به وجود مي‌آيد.[10] وقتي نوجوان مجبور به دينداري نشود ـ و در دوره كودكي سالم و عاري از انحراف پرورش يافته باشد ـ و دين به نحو منطقي و در شرايط مناسب به او عرضه گردد، با توجه به اينكه به تفكر انتزاعي رسيده است، دين يا مذهب محكم و قابل دفاع را خواهد پذيرفت. اين دينداري او وراثتي، ريا كارانه و همراه با ناخالصي نخواهد بود، بلكه «دين خالص» خواهد داشت و سپس به دستورهاي ديني عمل خواهد كرد.

 3ـ اصل تدريجي بودن آموزش مسائل ديني:   
آموزش معارف و مسائل ديني، مراتب و درجاتي دارد، كه اصول و مقتضيات آن بايد مراعات شود. اين مراتب و درجات، به دليل تفاوت‌هاي فردي در رشد استعدادهاي ذهني و روحي، تفاوت در معلومات و تجربيات، و شرايط گوناگون اجتماعي و فرهنگي در متعلمان است.[11] لذا، بايد مطالب و مفاهيم آموزشي و ديني، متناسب با سطح درك و قواي ذهني و رواني متعلمان باشد.والدين و بزرگسالان نبايد توقع و انتظار داشته باشند، كه كودكشان خيلي سريع اهل عبادت و نماز شود. برنامه عادت دادن او به نماز و آموزش او، بايد بر اصل تدريج مبتني باشد. كودك نبايد يكباره بار سنگيني از وظايف بار ديني را بر دوش خود احساس كند، و خود را به انجام دادن آن موظف بداند.

تكاليف سنگين، زود هنگام و خارج از طاقت و توان كودك، ممكن است صدمه‌اي جبران ناپذير بر اعتقادات ديني و مذهبي كودكان وارد آورد.در تعاليم اسلامي، توصيه‌هاي فراواني در زمينه آموزش تدريجي مسائل ديني آمده است. امام جعفر صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند: وقتي كودك به سن سه سالگي رسيد، از او بخواهيد كه هفت بار عبارت «لا اله الا الله» را بگويد. سپس، او را به حال خود وا گذاريد تا به سن سه سال و هفت ماه و 20 روز برسد. در اين هنگام، به او آموزش دهيد كه هفت بار بگويد: «محمد رسول الله». سپس، تا چهار سالگي او را آزاد بگذاريد. در آن هنگام، از وي بخواهيد كه هفت مرتبه عبارت: صلي الله عليه و آله» را تكرار نمايد. سپس تا پنج سالگي او را آزاد بگذاريد. در اين وقت، اگر كودك دست راست و چپ خود را تشخيص داد، او را در برابر قبله قرار دهيد و سجده را به او بياموزيد، در سن شش سالگي، ركوع، سجده و ديگر اجزاي نماز را به او آموزش دهيد. وقتي هفت سال او تمام شد، به او بگوييد كه دست و صورت خود را بشويد (در مورد وضو نيز بتدريج وضو گرفتن را بياموزيد). سپس، به او بگوييد كه نماز بخواند. آنگاه كودك را به حال خود وا گذاريد تا نه سال او تمام شود... در اين هنگام، وضو گرفتن صحيح را به او بياموزيد و او را به نماز خواندن واداريد[12]. درباره روزه گرفتن نيز وضع به همين ترتيب است. امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايند: «ما اهل بيت هنگامي كه كودكانمان به پنج سالگي رسيدند، دستور مي‌دهيم كه نماز بخوانند. پس شما كودكان خود را از هفت سالگي به نماز دستور دهيد. و در هفت سالگي، ما امر مي‌كنيم تا به اندازه توانايي شان، نصف روز يا بيشتر يا كمتر روزه بگيرند، هنگامي كه تشنگي و گرسنگي بر آنان غالب آمد، دستور مي‌دهيم كه افطار كنند. اين عمل، براي آن است كه به روزه گرفتن عادت نمايند، پس، شما كودكان (پسران) خود را در نه سالگي به اندازه توانايي شان به روزه گرفتن امر كنيد و چون تشنگي و گرسنگي بر آنان غالب شد، افطار كنند».تعاليم اسلام به صورت تدريجي به مردم عرضه شده، و قرآن هم تدريجاً بر مردم خوانده شده است. متأسفانه، بعضي از والدين و مربيان قصد دارند در فرصتي كوتاه و خيلي سريع، فراگيران خود را به سر منزل مقصودي كه در ذهن خود دارند برسانند; بدون اينكه فرصت دست يابي خود بخودي آن را فراهم كنند. صاحبنظران تعليم و تربيت در اين باره چنين اظهار نظر كرده اند: «اگر پيام تربيتي با سرعت و تعجيل و بدون در نظر گرفتن فرصت درون سازي از جانب كودك صورت گيرد ـ هر چند مظاهر يك انتقال صوري انجام گرفته است ـ ، اثر آن پايدار و ماندني نخواهد بود». لذا، بهتر است كودك هر چيزي را اندك ـ ولي آن اندك را خوب ـ ياد بگيرد و هضم و جذب نمايد; و گرنه، ديگران و خود را با دانش سطحي و قشري خويش گول خواهد زد. آنچه تاكنون مشخص شده، نشان دهنده آن است كه سرعت بيش از اندازه و به دور از توانمندي و جذب ظرفيت طبيعي كودك، فرآيند درون سازي مفاهيم تربيتي را مختل مي‌سازد. در واقع، هماهنگي مشترك بين توانايي و قابليت تربيت شونده از يك سو و امكانات مناسب تربيتي از سوي ديگر، سرعت متناسبي را مي‌طلبد كه تشديد يا تخفيف بيش از حد آن، به اختلال در فرايند تربيت و حتي اختلال در تعادل شخصيت تربيت شونده منجر مي‌گردد.    
4ـ اصل اعتدال و ميانه روي در آموزش مسائل ديني:  
اعتدال و ميانه روي، زير بناي تعاليم اسلام است; به طوري كه در همه دستورها و مقررات آن، از هر گونه افراط و تفريط جلوگيري شده است. اصل تعادل، از اصولي است كه در قرآن كريم بدان عنايت شده است. خداوند متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد: «و كذالك جعلناكم امة وسطاً»[13] (و شما را امت ميانه و معتدل قرار داديم).همچنين، در حيات سراسر نوراني پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ و ائمه هدي ـ عليهم السلام ـ، اين اصل را در همه اعمال و رفتارشان مشاهده مي‌كنيم. امام علي ـ عليه السلام ـ درباره پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمودند: «سيرته القصد» (سيره اش تعادل و ميانه روي بود). انسان موجودي چند بعدي و چند كانوني است. اسلام نيز كه دين جامع و كاملي است، به تمام نيازهاي انسان توجه دارد. براي رشد، تعالي و كمال بشر لازم است همه ابعاد انسان به صورت هماهنگ و متعادل رشد و تكامل يابند.بي‌توجهي به همه ابعاد وجودي انسان يا توجه بيش از حد به يك بعد و ناديده گرفتن ابعاد ديگر، جامعيت و وحدانيت وجود آدمي را ناديده مي‌گيرد و انساني يك بعدي و تك ساختي مي‌سازد[14]. اگر انسان را فقط در يك بعد ببينيم و او را در همان بعد تربيت كنيم. در حقيقت موجبات نابودي شخصيت انساني او را فراهم كرده ايم. متأسفانه، بيشتر انسان‌ها و بسياري جوامع، فاقد اين اصل در زندگي‌اند، و در دام افراط يا تفريط غلطيده‌اند. ريشه‌ي بسياري از انحرافات: فردي، اجتماعي، اخلاقي و رواني را مي‌توان در رعايت نكردن اصل تعادل جستجو كرد. ميانه روي در عبادت هم بايد مراعات شود. درست است كه توصيه‌ها و تشويق‌هاي پيشوايان دين، هر انسان محب پروردگار را به انجام دادن عبادات راغب مي‌گرداند، اما توانايي‌ها و آمادگي‌هاي روحي او نيز شرط است. اگر او با تحميل عبادت بر خود، لذت عبادت را از خويش سلب كند و خود را در آن امر به تكلف اندازد، نه عبادت او عبادتي سالم محسوب مي‌شود، و نه خود او از عبادتش بهره‌ي معنوي مي‌برد».[15] ظرفيت انسان براي عبادت، يك ظرفيت محدود است. لذا بايد سعي شود عبادت با نشاط باشد. اگر نشاط از بين برود، عبادت تحميلي مي‌شود. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمودند: «ان هذا الدين متين فأوغلوا فيه برفق و لا تكرهوا عبادة الله الي عباد الله فتكونوا كالداكب المنبت الذي لاسفراً قطع ولاظهراً ابقي» دين اسلام، ديني متين، محكم، منطقي و مبتني بر ملاحظات دقيق رواني و اجتماعي است. لذا، پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ سفارش مي‌كند كه با مدارا و متانت حركت كنيد و عبادت خود را مغبوض و منفور نفس خويش قرار ندهيد. يعني، طوري عمل نكنيد كه نفس شما عبادت را دشمن بدارد، بلكه طوري عمل كنيد كه نفس، عبادت را دوست بدارد و مجذوب آن شود. مانند اسب سواري نباشيد كه در اثر تندي و شتاب زياد ـ كه ميزان توانايي مركوب را در نظر نمي‌گيرد و فقط تازيانه را مي‌شناسد ـ، نه خود به مقصد مي‌رسد و نه براي مركب او كمر و توانايي مي‌ماند. پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ همان طور كه با غرق شدن در مسائل مادي و شهواني مخالف بودند، با رهبانيت و عبادت‌هاي صوفيانه نيز مخالفت مي‌كردند. ايشان در برخورد با كساني كه نسبت به مسائل زندگي بي اعتنا شده و به عبادت پرداخته بودند، فرمودند: «بدن شما و زن، فرزند و ياران‌تان حقوقي بر شما دارند و بايد آنها را رعايت كنيد». امام جعفر صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند: در جواني، سخت مشغول عبادت بودم، پدرم به من فرمودند: فرزندم! (زياد خود را خسته مساز) كمتر از اين مقدار هم مي‌تواني انجام دهي. بدرستي كه خداوند اگر بنده‌اي را دوست داشته باشد، به عبادت اندك او راضي خواهد شد». فجيع عقيلي گويد: «امام حسن ـ عليه السلام ـ به من فرمودند: هنگامي كه پدرم در حال احتضار بودند، شروع به وصيت كردند و فرمودند: در عبادت ميانه رو باش، و آن چه را كه هميشه مي‌تواني انجام دهي و در توان تو است، انجام ده». متأسفانه عده‌اي از والدين، مبلغان و مربيان به دليل نا آگاهي از مراحل رشد و تحول رواني كودكان و نوجوانان و همچنين بي اطلاعي از شيوه و روش‌هاي برخورد ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ در اين زمينه، با اتكا به دانسته‌ها و تجربيات غير علمي و غلط خويش، اعمالي را مرتكب مي‌شوند، كه بعضاً مضر به حال كودكان و نوجوانان است. علاقه مفرط برخي والدين به مذهبي شدن فرزندانشان و اصرار بيش از حد آنان در اين زمينه، بي توجهي به توان، استعداد و نيازهاي روحي و رواني كودكانشان و خارج شدن از مرز اعتدال، عواقب ناگوار و نامطلوبي ـ همچون بدبيني به مذهب ـ را در پي خواهد داشت.

 5ـ اصل تكرار و مداومت در آموزش مسائل ديني:
تكرار و استمرار، خود بخود سبب يادگيري درست، سرعت عمل و كسب مهارت در هر زمينه‌اي مي‌شود. همه، مَثَل معروف: «كار نيكو كردن از پر كردن است» را شنيده اند. و همه نيز واقفند كه بازي يا رانندگي روي يخ، فقط در نتيجه‌ي تمرين و تكرار ممكن است. هيچ كس نمي‌تواند منكر باشد كه اگر مفاهيم و لغات آموخته شده از زبان بيگانه تمرين و تكرار نشوند، دير يا زود به دست فراموشي سپرده مي‌شود.[16]   
دكتر قائمي در اين باره مي‌نويسد: «براي تقويت و ايجاد رفتاري ثابت و عادتي استوار در كودك و نوجوان، بايد از مجراي تكرار وارد شد. بسيار از افكار و اعمال، در سايه‌ي تمرين و عمل مكرر در انسان تثبيت مي‌شوند. حتي ايمان آدمي هم، نوعي تثبيت در سايه‌ي عمل است، «لا يثبت الايمان إلاّ بالعمل» [17]هر قدر عمل مكرر باشد، امكان تثبيت آن بيشتر خواهد بود. همچنين در تربيت ديني اين اصل وجود دارد كه از راه ظاهر و عمل ظاهري، مي‌توان در باطن نفوذ داشت; و بر عكس. بايد كودك را به مظاهر عمل و تكرار در اين ظاهر انس دهيم تا باطن او شكل گيرد. تجارب و تعاليم علمي نشان داده اند، كه حتي عمل ريايي در صورت تكرار در فردي تثبيت مي‌شود. پس از تثبيت، مي‌توان يك عمل ريايي را به صورت واقعي و بي ريا درآورد; به شرط اينكه نيت عمل را عوض كند.    
اين روش، بويژه درباره كودك مؤثر است. مثلاً، ممكن است كودك يا نوجواني از طرف امام جماعت تشويق شود و خاطره‌ي خوشي در ذهنش شكل بگيرد. لذا، وي مدتي به خاطر همين تشويق، به مسجد مي‌رود. پس از مدتي، جاذبه‌هاي معنوي مسجد و حالات نماز گزاران به هنگام نماز، اين فرد را مجذوب خود مي‌كند و او را فردي مذهبي بار مي‌آورد. اين گونه، ما كودك را به تكرار ظاهر در عبادت سوق مي‌دهيم، تا زمينه براي انس به عبادت، تثبيت عمل و ايجاد عادت، در او فراهم آيد[18]. پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ، بزرگ مربي مكتب اسلام، در زمينه‌ي آموزش نماز و تكرار آن براي نوه‌ي گرامي شان، حضرت امام حسين ـ عليه السلام ـ چنين رفتاري داشتند: «روزي حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ قصد خواندن نماز را داشتند. امام حسين ـ عليه السلام ـ در كنار جد بزرگوارشان بودند و قصد همراهي با پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ را داشتند. پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ تكبير گفتند، ولي امام حسين ـ عليه السلام ـ نتوانستند آن را تكرار كنند. پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ تكبير دوم، سوم، چهارم، پنجم و ششم را گفتند. بالاخره، در هفتمين بار، تكبير امام حسين ـ عليه السلام ـ صحيح ادا شد و نماز آغاز گرديد» [19]. اين شيوه رفتار نبي مكرم اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ، مي‌تواند الگو و روش خوبي براي والدين و مربيان باشد. آنان بايد همانند پيامبر عظيم الشأن اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ، مراحل رشد كودك را در نظر بگيرند و سعي كنند با صبر و حوصله، به نياز فطري كودكان پاسخ مناسب بدهند.هنر بزرگ والدين و مربيان اين است كه دنياي كودك را درك نمايند و بدانند كه برخي از مسائل كه ممكن است براي بزرگسالان خسته كننده باشد، براي كودكان لذت بخش است.كودك از تكرار مكررات همچون خواندن و ذكر مكرر قصه‌ها و داستان‌ها اصلاً خسته نمي‌شود. اگر بيان اين داستان‌ها با صوت خوش و ريتم و آهنگ مطلوب باشد، كودك كاملاً مجذوب و علاقمند مي‌شود. در اين باره، مادران بخوبي مي‌دانند كه بعضي قصه‌ها را صدها بار تكرار كرده اند، ولي باز هم كودك به آن علاقه نشان داده است. لذا، توصيه مي‌شود كه والدين نماز را با حال مناسب و صوت و آهنگ موزون قرائت كنند، تا كودكان بيشتر به كلام الهي جذب شوند.در اين باره، والدين مي‌توانند به قرائت نمازهاي علماي رباني گوش دهند و آنها را ضبط كنند تا هم خودشان و هم كوكانشان، بهره مند شوند.



 

 

 

 

 



1- بقره/ 261.

1- دوآن شولتس ـ روانشناسي كمال ـ ترجمه گيتي خوشدل ـ نشر نو ـ ص 214.  

1- عيّاض، ابوالفضل، الشفأ بتعريف حقوق المصطفي، دارالكتب العربي، بيروت،‌ ج 1، ص 187.

2- علي اكبر سيف. تغيير رفتار و رفتار درماني، نشر دوران، 1379، فصل 16.

3- نهج‌الفصاحه، جمله 1588.

1- دكتر علي اكبر سيف، تغيير رفتار و رفتار درماني، نشر دوران، 1378، فصل 7 و 8.

1- يونس / 99

2- بقره / 256.

3- آل عمران / 20.

1- ارونسون، روان شناسي اجتماعي، 34.

1- سادات، راهنماي آموزش تعليمات ديني در مدارس، 27.

1- سادات، راهنماي پدران و مادران، ج 2، 159; يكصد و چهارده نكته درباره نماز، 66.

1- بقره / 143.

2- مطهري، مقدمه‌اي بر مفاهيم و كاربردهاي راهنمايي و مشاوره از ديدگاه اسلام، 68 ـ 69.

1- مظلومي، با تربيت مكتبي آشنا شويم، 142.

1- شعباني، مهارت‌هاي آموزشي و پرورشي، 23.

1- كليني، اصول كافي، ج 1، كتاب الفكر و الايمان.

2- قائمي، اقامه‌ي نماز در دوران كودكي، 36 ـ 37.

1- مجلسي، بحار الانوار، ج 43، 307.

[ جمعه سی ام بهمن 1388 ] [ 18:18 ] [ احدوجدانی همت ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط احد وجدانی همت آموزگار پایه اول ومدرس دورهاي ضمن خدمت هنر دبستانهای شهرستان اسدآباد در سال 1388ایجاد شد
موضوعات وب
امکانات وب